لغت نامه دهخدا
ربحتارة ) برارة. [ ب َ رَ ] ( ع مص ) بِرّ. راست گفتن. || فرمانبرداری کردن از خدای تعالی. ( از اقرب الموارد ). || سود بردن: بر بی السلعه؛ نفقت و ربحت ُ فیها. ( از اقرب الموارد ). رجوع به بِرّ شود.
ربحتارة ) برارة. [ ب َ رَ ] ( ع مص ) بِرّ. راست گفتن. || فرمانبرداری کردن از خدای تعالی. ( از اقرب الموارد ). || سود بردن: بر بی السلعه؛ نفقت و ربحت ُ فیها. ( از اقرب الموارد ). رجوع به بِرّ شود.
💡 حاجی صالح بیک، ته سر و ته براره مره سر هاده، دیدار بوینم یاره