بد دهن

لغت نامه دهخدا

بددهن. [ ب َدْ، دَ هََ ] ( ص مرکب ) آنکه بیشتر دشنام گوید. بدزبان. پلیدزبان. زشت گوی. ( یادداشت مؤلف ). فحش دهنده. ناسزاگوینده. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) فحش دهنده نا سزا گوینده

جمله سازی با بد دهن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیه‌گو طی دوران حرفه‌ای خود با صدایی خشن برنامه اجرا می‌کرد، اغلب با نقش‌های ناگهانی، منفی و خشونت‌آمیز و مقتدرانه همراه بود، که در میخکوب کردن یک شخصیت فاشیست مهارت داشت. شناخته شده‌ترین فیلم تلویزیونی او در نقش دون لورنزو بد دهن بود که در نمایش مردان پاکو ایفای نقش داشت و برای اصطلاح «توپ‌های مقدس من» محبوبیت پیدا کرده بود.

💡 كـسـى كـه عـلاوه بـر هـمه آن عيب ها، بد دهن و خشن است و مردم پدرى برايش نمى شناسند(13).

💡 ابولهب با اينكه از خاندان نجيب هاشم بود، مع الوصف بر اثر همنشينى با افراد فاسدقريش يعنى سران مشرك مكه و تماس دائم با آنها رنگ جماعت به خود گرفته بود. اينمرد زردانبوى بد دهن، هتّاك و جسور، در ميان مشركان مكه بيش از همه نسبت به برادرزادهاش پيغمبر اسلام خصومت مى ورزيد و او را مى آزرد.

💡 آقاى الهى قمشه اى استاد ما كه حقّا خودش را خوب ادب كرده بود، بد دهن نبود، گاهى ازاين عارف نماها و درويش مسلكها ناراحت كه مى شد، مى گفت: اين ((خواهر نامردها! اينموپرستها و بوقعلى شاها و... )) كار را خراب كرده اند!

جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز