باینه

لغت نامه دهخدا

( باینة ) باینة. [ ی ِ ن َ ] ( ع ص، اِ ) بائنة. بائن. کمان نرم که زه آن نهایت دور باشد. ( آنندراج ). || چاه فراخ و ژرف. ( از آنندراج ) ( از منتهی الارب ). ج، بوائن. و رجوع به باین شود. || طلاقی که رجعت در آن درست نباشد. و هی فاعلة بمعنی مفعوله. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). و رجوع به باین شود.

فرهنگ فارسی

کمان نرم که زه آن نهایت دور باشد

جمله سازی با باینه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبانه غضب میر باز باینه گفت که این خسان را بر جان همی زنید شرر

💡 خوشدل شدم ز مغلطهٔ آن مرادِ دل جانم نجات یافت ز هجران باینه

طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
غندجان یعنی چه؟
غندجان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز