بانگ خروس

لغت نامه دهخدا

بانگ خروس.[ گ ِ خ ُ ] ( اِ مرکب ) آن بانگ که از نای خروس برآید. || اسم پاس سوم از شب است که قصد از نصف شب الی طلوع فجر میباشد... بعضی برآنند که بانگ زدن خروس بردوقسم است: یکی قدری بعد از نصف شب و دیگری که سه از نصف شب گذشته باشد. ( از قاموس کتاب مقدس ).
- بانگ خروس نشنیدن؛ ذخیره و دفینه داشتن کسی که هیچکس برآن واقف نباشد: فلان آن اندازه پول دارد و پول او بانگ خروس نشنیده است.

فرهنگ فارسی

آن بانگ که از نای خروس بر آید

جمله سازی با بانگ خروس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زبان کرد گویا بنفرین طوس شب تیره تا گاه بانگ خروس

💡 ازان مرز بشنید آواز کوس غو پاسبانان چو بانگ خروس

💡 ز لشکر همی برخروشید طوس شب تیره تا گاه بانگ خروس

💡 سحرگه چو برداشت بانگ خروس ز ارکان جنگ آمد آوای کوس

💡 به شبگیر هنگام بانگ خروس ز درگاه برخاست آوای کوس