لغت نامه دهخدا
بازانس. [ ن ِ ] ( اِخ ) نام پزشک و اسقف مسیحیان ایران است که در انجمن روحانیون که از طرف کواذ برای مباحثه با مدافعین کیش مزدکی فراهم شد، دعوت شده بود. رجوع به ایران در زمان ساسانیان چ 2 ص 384 شود.
بازانس. [ ن ِ ] ( اِخ ) نام پزشک و اسقف مسیحیان ایران است که در انجمن روحانیون که از طرف کواذ برای مباحثه با مدافعین کیش مزدکی فراهم شد، دعوت شده بود. رجوع به ایران در زمان ساسانیان چ 2 ص 384 شود.
نام پزشک مسیحیان ایرانیست
💡 در دورهٔ قباد یکم، شاهنشاهی ساسانی با وضعیت پیچیدهای روبرو شد. از طرفی اشراف و روحانیون زرتشتی قدرت فراوانی بدست آورده بودند، و از طرف دیگر مزدک با تفکرات دینی و اجتماعی جدیدی ظهور کرده بود. قباد از وجود مزدک برای کاهش قدرت اشراف و روحانیون استفاده کرد، در زمانی که روحانیون زرتشتی درگیر رویارویی با مزدک و پیروانش بودند، مسیحیها از امنیت نسبی برخوردار شدند و در واقع از سوی دربار ساسانی تهدید نمیشدند. در این دوره تا حدودی میان زرتشتیها و مسیحیها تعاملی به وجود آمد، تا آنجا که حتی گروهی از مزدکیها در حضور موبدان زردشتی و بازانس اسقف مسیحی و پزشک قباد قلع و قمع شدند و مسیحیهای بلندمرتبه در جلسات تفتیش مزدکیها همکار زرتشتیها بودند.