حدودی

مترادف‌ها

تقریبی، محدود

متضادها

نامحدود، دقیق، مطلق

لغت نامه دهخدا

حدودی. [ ح َ دَ دا ] ( اِخ )نام جائی است. ( منتهی الارب ). رجوع به حدوداء شود.

فرهنگ فارسی

نام جائی است

جمله سازی با حدودی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این وضعیت کلی در قرون وسطی پس از ورود قبایل کوچ نشین ترک از آسیای مرکزی که زنانشان پوشش سر نداشتند تا حدودی تغییر کرد. با این حال، پس از تمرکز صفویان در قرن شانزدهم پوشش سر به عنوان پوشش استاندارد برای زنان در مناطق شهری در سراسر امپراتوری ایران تعریف شد.

💡 پوشیدن حجاب و سایر لباس‌ها - مانند نقاب، چادر یا برقع - اغلب به‌عنوان عرف مورد نیاز اسلام اشتباه گرفته می‌شود. با این حال، این پوشش به اصطلاح یکی از ارکان پنج‌گانه اسلام نیست، و هم قرآن (کتاب مقدس اسلام) و هم حدیث (روایات یا سخنان محمد) در مورد پوشش مناسب تا حدودی مبهم هستند.

💡 در محاسبات مهندسی، استفاده از مقادیر حدودی برای پیش‌بینی‌های اولیه بسیار کاربردی است و می‌تواند از صرف وقت زیاد جلوگیری کند.

💡 ما فقط یک تصور حدودی از ابعاد این ستاره بسیار دور داریم زیرا فاصله زیاد آن باعث محدودیت در دقت رصد می‌شود.

💡 برای رسیدن به نتیجه نهایی، ابتدا باید یک طرح حدودی از مسیر حرکت خود تهیه کنیم تا از اهداف اصلی منحرف نشویم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران