لغت نامه دهخدا
یکه مرد. [ ی َک ْ ک َ / ک ِ / ی ِک ْ ک َ / ک ِ م َ ] ( ص مرکب ) یگانه در مردی. مرد بی عدیل. ( یادداشت مؤلف ).
یکه مرد. [ ی َک ْ ک َ / ک ِ / ی ِک ْ ک َ / ک ِ م َ ] ( ص مرکب ) یگانه در مردی. مرد بی عدیل. ( یادداشت مؤلف ).
یگانه در مردی مرد بی عدیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بلاست یکهسواری ستاده در صف عشق کسیست مرد که آهنگ آن سوار کند