فرهنگستان زبان و ادب
{penknife ice} [علوم جَوّ] ← یخ شمعکی
{penknife ice} [علوم جَوّ] ← یخ شمعکی
💡 بالجمله از معاصرین زمان و از یاران هم زبان است. این اشعار از آن جناب قلمی میشود:
💡 زین بود هر قدمی خدمت او را مایل زان بود هر قلمی مدحت او را راغب
💡 طولی نکشید که وی درام حماسی «ابدالا» را به صورت شعر درآورد. با این فعالیتهای قلمی، او به عنوان یک مبارز ضد بردگی، ضد استعمار، ضد اختناق و ضد فساد مقامات محلی شناخته شد.
💡 گیاهپارچ قلمی × گیاهپارچ شگرف [= گیاهپارچ × شریفهپسایی × گیاهپارچ غزالیانا × گیاهپارچ گرابیلیس × گیاهپارچ نگلکتا?]
💡 در پناهِ صفِ کُهسار، طبیعت همهسوی از زُمُرُّد قلمی در کفش و نقشهکش است