گیهان خدیو

لغت نامه دهخدا

گیهان خدیو. [ گ َ / گ ِ خ َ وْ ] ( اِخ ) خدیو گیهان. خداوند جهان. ایزد تبارک و تعالی:
به دارنده یزدان گیهان خدیو
که دورم من از راه و فرمان دیو.فردوسی.همی سر بپیچی به گفتار دیو
ببری دل از راه گیهان خدیو.فردوسی.چرا سر کشی تو به فرمان دیو
بپیچی سر از راه گیهان خدیو.فردوسی.تو اندر خدمت وارونه دیوی
کی اندر طاعت گیهان خدیوی.( ویس و رامین ).سپاه و شه از سهم آن نره دیو
بماندند با یاد گیهان خدیو.اسدی.بر کار یزدان گیهان خدیو
چه دارد بها کار جادو و دیو.اسدی.|| ( اِ مرکب ) مجازاً پادشاه بزرگ. فرمانروای اقالیم.

فرهنگ فارسی

خدیو گیهان ٠ خداوند جهان ایزد تبارک و تعالی

جمله سازی با گیهان خدیو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چرا بر دلت چیره شد رای دیو ببرد از رخت شرم گیهان خدیو

💡 شود نیست کردار جادو و دیو کند تازه فرمان گیهان خدیو

💡 ز بن برکند بیخ جادو و دیو بجای آورد راه گیهان خدیو

💡 چرا سر کشی تو به فرمان دیو نبینی همی فر گیهان خدیو

💡 چو ارجاسپ بشنید گفتار دیو فرود آمد از گاه گیهان خدیو

💡 و گر هوش تو نیز بر دست دیو برآید به فرمان گیهان خدیو

مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز