لغت نامه دهخدا
گوهرخانه. [ گ َ / گُو هََ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خزانه. جایگاه جواهرات و زر و سیم:
چو شد در گوش مقبولان درگاه
در معنی ز گوهرخانه شاه.زلالی ( از بهارعجم ).
گوهرخانه. [ گ َ / گُو هََ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خزانه. جایگاه جواهرات و زر و سیم:
چو شد در گوش مقبولان درگاه
در معنی ز گوهرخانه شاه.زلالی ( از بهارعجم ).
(اسم ) جایگاه جواهر و زر و سیم خزانه.
خزانه جایگاه جواهرات و زرسیم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرنوشت همچنان با دانشمند وارسته حيدر آباد نامهربان بود. توفان دير پاى شريعتستيزى كه با مرگ قطب شاه هفتم آغاز شده، با عروج سيد نظام الدين احمد اوج گرفتهبود همچنان ادامه داشت و هستى گرانبهاترين گوهر درياى دانش و هنر را تهديد مى كرد.نگاهبانانى كه پيرامون خانه كوچك او مى گشتند، جاسوسانى كه به عنوان دانشجو واديب به ديدارش مى شتافتند هر يك خبر از آينده اى دشوارتر و تاريك تر مى داد.
💡 دژ شوشی از دست رفتهاست. عباسمیرزا برای آشتی به در خانه میرزا ابوالقاسم میرود و به گوهر میگوید نامهای به شوهرت بنویس تا به تبریز بیاید. عباسمیرزا نشستی در تبریز برگزار میکند و بازاریان را فرامیخواند و از آنها درخواست کمک میکند تا پیش از رسیدن کمک انگلیسیها دست سربازان ایران از جنگافزار تهی نماند.
💡 چشم پر خون، صدف گوهر یکدانه اوست دل هر کس که شود زیر و زبر خانه اوست
💡 مکن در دل گره راز محبت را که می گردد صدف را گوهر سیراب سیل خانه پردازی