گوشه پل
لغت نامه دهخدا
گوشه پل. [ ش ِ پ ُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد. واقع در 12هزارگزی شمال باختری دورود به بروجرد. جلگه و معتدل و سکنه آن 247 تن است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان ژان بخش دو رود شهرستان بروجرد واقع در ۱۲ هزار گزی شمال باختری دو رود بروجرد.
جمله سازی با گوشه پل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوشه دل گر نمی شد پرده دار گوهرم من درین دریای پرشورش کجا می داشتم
💡 خاک ما در گوشه میخانه بودی کاشکی حشر ما با شیشه و پیمانه بودی کاشکی
💡 تا نفس باقیست، ظالم نیست، بیفکر فساد گوشه گیر فتنه میباشد کمان را تا دمست
💡 در شامگاه ۱۲ آبان، مردم ایران با سر دادن نوای «اللهاکبر» و شعار «یاحسین میرحسین» بر پشتبام خانههای خویش به استقبال روز ۱۳ آبان رفتند. صدای اللهاکبر در گوشهکنار تهران و دیگر شهرستانهای ایران شنیده میشد.
💡 (( سيّئه )) به گناهان كوچك، درمقابل گناهان بزرگ گفته مى شود، مانند آيه ى (( ان تجتنبوا كبائر ما تنهون نكفّر عنكم سيئات ))(160) بنابراين آنچه در دنيا از كيفر به انسان مى رسد، گوشه اى از عملكرد اوست، و اصلِ كيفر در قيامت است.
💡 بس فَتْنوئه باقی، د نرگسْ انگیتن ته چاچی کَمونْ، هر د گوشه بَئیتنْ