گوشت پار

مترادف‌ها

پاره شده، تکه‌تکه شده

فرهنگستان زبان و ادب

{sarcomere} [علوم پایۀ پزشکی] واحد انقباضی ماهیچه تارچه

جمله سازی با گوشت پار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 باديه نشينى گوشت مى خورد، و سه فرزندش پيرامونش نشسته بودند. از آن،استخوانى كم گوشت مانده بود. او فرزندان را گفت: هر آنكه خوردنش ‍ را نيك ترتوصيف كند، او را باشد. نخستين گفت: چنانش بخورم كه كس ‍ نداند استخوانى از پار ياامسال است. گفت: احسنت ! ديگرى گفت: چنانش بخورم كه ذره اى از آن نماند. گفت: احسنت! و سومين گفت: از آن خورشى سازم ! او را گفت: بگير!

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران