لغت نامه دهخدا
گوساله سامری. [ ل َ / ل ِ ی ِ م ِ ] ( اِخ ) گوساله ای که سامری ساخت از زر آنگاه که موسی به طور شده بود و بنی اسرائیل را به پرستش آن اغوا کرد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به سامری شود.
گوساله سامری. [ ل َ / ل ِ ی ِ م ِ ] ( اِخ ) گوساله ای که سامری ساخت از زر آنگاه که موسی به طور شده بود و بنی اسرائیل را به پرستش آن اغوا کرد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به سامری شود.
گاو زرین که سامری زرگر از طلا ساخته بود. در ادبیات اسلامی سامری نام مردیست از بنی اسرائیل که آن قوم را بپرستیدن گوساله زرین واداشت.
گوساله که سامری ساخت از رز آنگاه که موسی به طور شده بود و بنی اسرائیل را به پرستش آن اغوا کرد.
گوسالۀ سامری
رجوع شود به:سامری
💡 سامری گوساله ای را کرد میر کاروان تا قیامت خلق را گمراه کرد از کوی شاه
💡 ای بلند اقبال حیرانم که بااوج کلیم سامری بهر چه می گیرد پی گوساله را
💡 سامری سیرم نه موسی سیرت ار تا زندهام در سم گوساله آلاید ید بیضای من
💡 گوساله گرچه بهر خلاف خدای بود نطق از خدای یافت نه از سحر سامری
💡 کس ترک می به پیروی زاهد ار کند چون سامری است کز پی گوساله می رود