فرهنگستان زبان و ادب
{certificate of conformance, certificate of compliance ,certificate of conformity} [مدیریت-مدیریت پروژه] اظهارنامۀ کتبی پیمانکار مبنی بر مطابقت کار انجام شده با شرایط پیمان
{certificate of conformance, certificate of compliance ,certificate of conformity} [مدیریت-مدیریت پروژه] اظهارنامۀ کتبی پیمانکار مبنی بر مطابقت کار انجام شده با شرایط پیمان
اظهارنامۀ کتبی پیمانکار مبنی بر مطابقت کار انجامشده با شرایط پیمان.
💡 یک اصلی در قانون اساسی سابق بود به اسم اصل تراز یا اصل چهارم قانون اساسی سابق که در آن پنج تن از مجتهدین درجه یک، باید تطبیق مصوبات مجلس را با شرع جعفری تأیید میکردند، و چون چنین سمتی داشتند، در حقیقت همتراز با قانون بودند و بر فراز دادگاهها امنیت حقوقی داشتند؛ یعنی اگر کسی مجتهد درجه یک محسوب میشد، میتوانست امنیت حقوقی داشته باشد و دادگاهها محاکمهاش نکنند. آقای علیآبادی گفت از لحاظ حقوقی تنها راهش این است که شما تأیید کنید که ایشان یک مجتهد درجه یک است، آن وقت این باعث میشود که ایشان محاکمه نشود. پدر من با دو نفر دیگر از مجتهدین آن روزگار یعنی آقای آملی تهرانی و آیتالله میلانی که مرجع تقلید بودند یک گواهینامهای را امضا کردند که آقای خمینی مجتهدند و اجتهاد ایشان تأیید میشود و این حرف درستی بود، یعنی ایشان مجتهد بودند، چیز خلافی نبود.
💡 یک اصلی در قانون اساسی سابق بود به اسم اصل تراز یا اصل چهارم قانون اساسی سابق که در آن پنج تن از مجتهدین درجه یک، باید تطبیق مصوبات مجلس را با شرع جعفری تأیید میکردند، و چون چنین سمتی داشتند، در حقیقت همتراز با قانون بودند و بر فراز دادگاهها امنیت حقوقی داشتند؛ یعنی اگر کسی مجتهد درجه یک محسوب میشد، میتوانست امنیت حقوقی داشته باشد و دادگاهها محاکمهاش نکنند. آقای علیآبادی گفت از لحاظ حقوقی تنها راهش این است که شما تأیید کنید که ایشان یک مجتهد درجه یک است، آن وقت این باعث میشود که ایشان محاکمه نشود. پدر من با دو نفر دیگر از مجتهدین آن روزگار یعنی آقای آملی تهرانی و آیتالله میلانی که مرجع تقلید بودند یک گواهینامهای را امضا کردند که آقای خمینی مجتهدند و اجتهاد ایشان تأیید میشود و این حرف درستی بود، یعنی ایشان مجتهد بودند، چیز خلافی نبود.