گه مال
مترادفها
فضله، مدفوع، کود
لغت نامه دهخدا
گه مال. [ گ ُه ْ ] ( نف مرکب ) که گه مالد. که به پلیدی آلوده کند. || ( ن مف مرکب ) مالیده به گه. آلوده به پلیدی.، گهمال. [ گ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جانکی بخش سردگان شهرستان شهرکرد. واقع در 6 هزارگزی شمال باختر لردگان، متصل به راه عمومی گهمال به لردگان. محلی کوهستانی و هوای آن معتدل و سکنه آن 250 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
فرهنگ فارسی
(صفت ) ۱ - آنکه گه بچیزی مالد کسی که شیئی را به پلیدی آلوده کند. ۲ - مالیده به گه آلوده به پلیدی.
دهی است از دهستان جانکی بخش سردگان شهرستان شهرکرد. واقع در ۶ هزار گزی شمال باختر لردگان. متصل براه عمومی گهمال بلردگان.
جمله سازی با گه مال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 د - تصویب سازمان و آییننامههای مالی و اداری بیمه مرکزی ایران.
💡 من ملک قدم بخشم از حدثنی ربی گر شیخ دو من ارزان از مال فلان بخشد
💡 بودجهٔ ادارهٔ تحقیقات فدرال در سال مالی ۲۰۱۹ نزدیک به ۹٬۶ میلیارد دلار بوده است.
💡 صرف مالی که بجا نیست چراغیست بروز روشن این شمع بشام سیهی باید کرد
💡 ازین سخن غرض من منال مالی نیست که کرده ام در حرص و طمع بخویش فراز
💡 کشاورزان در مناطق وسیع روستایی معمولاً از گه مال برای پخش یکنواخت کودهای دامی در زمینهای زراعی جهت تقویت کیفیت خاک استفاده میکنند.
💡 استفاده از گه مال به جای روشهای دستی، سرعت عملیات کوددهی را افزایش داده و از خستگی مفرط کارگران در مزارع جلوگیری میکند.
💡 طراحی و ساخت گه مالهای مدرن با مکانیزمهای پیشرفته، باعث توزیع دقیقتر مواد مغذی در سطوح مختلف خاک در مزارع شده است.