لغت نامه دهخدا
گنجیان چم. [ گ َ چ َ ] ( اِخ ) رودخانه گنجیان چم ( گنج عجم ) قسمتی از خط سرحدی عراق و ایران را تشکیل می دهد. رجوع به جغرافیای غرب ایران ص 134 شود.
گنجیان چم. [ گ َ چ َ ] ( اِخ ) رودخانه گنجیان چم ( گنج عجم ) قسمتی از خط سرحدی عراق و ایران را تشکیل می دهد. رجوع به جغرافیای غرب ایران ص 134 شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کفایت رائین: در طول دوران همکاریم با مدرسه ی فرهاد شاید بتوانم ادعا کنم که تا حدی در همه ی امور کمک و یاری دهنده ی توران بودم. مثل رساندن بچه ها به خانه، که توران خودش همراه با آقای گنجیان بچه ها را صبح ها از خانه می آورد و بعدازظهر هم به خانه می رساند. من هم همین طور، دیغ نداشتم از هیچ کاری و این را از خود توران یاد گرفته بودم.