لغت نامه دهخدا
گم سمک.[ گ ُ س َ م َ ] ( اِ مرکب ) دارکوب. ( یادداشت مؤلف ).
گم سمک.[ گ ُ س َ م َ ] ( اِ مرکب ) دارکوب. ( یادداشت مؤلف ).
دارکوب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دکتر جمیله سمک در حوزه انتخابیه دوم استانداری پایتخت و از اعضای انجمن زنان آینده است.
💡 برکنده ام ز پست و بلند جهان امید از کوه لاله رفت و به دریا سمک نماند
💡 سمک روستایی در دهستان عربخانه بخش شوسف شهرستان نهبندان استان خراسان جنوبی ایران است.
💡 همه سرگشته و حیران به تماشای رخت هر چه هست از همه اشیا ز سمک تا به سماک
💡 سمک روستایی در دهستان اسماعیلی بخش اسماعیلی شهرستان جیرفت استان کرمان ایران است.
💡 گر نبودی روی تو میبود در کتم عدم هم ولیّ و هم نبیّ وهم سماوات و سمک