لغت نامه دهخدا
گلگون کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سرخ کردن:
شوم جامه رزم بیرون کنم
به می روی پژمرده گلگون کنم.فردوسی.زردرویی میکشم زآن طبعنازک بی گناه
ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم.حافظ.
گلگون کردن. [ گ ُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سرخ کردن:
شوم جامه رزم بیرون کنم
به می روی پژمرده گلگون کنم.فردوسی.زردرویی میکشم زآن طبعنازک بی گناه
ساقیا جامی بده تا چهره را گلگون کنم.حافظ.
سرخ کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 افزایش تولید سروتونین و کالیکرین باعث ایجاد علائمی مانند گلگون شدن صورت، اسهال، تهوع، انقباض و تنگی مجاری تنفسی (خس خس کردن سینه) و مشکلات قلبی میشود که این علایم را تحت عنوان سندرم کارسینوئید میشناسند.