گلاب کش

لغت نامه دهخدا

گلاب کش. [ گ ُ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده گلاب. آنکه از گل گلاب کشد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه از گل گلاب گیرد.

جمله سازی با گلاب کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو زنگار و کافور و چون مشکناب چو عود و چو عنبر چو بویا گلاب

💡 گلاب پیرهن آفتاب گردیده است درین ریاض چو شبنم دلی که آب شده

💡 سزاوار او جای آرام و خواب بیاراست و بنهاد مشک و گلاب

💡 آن عرق است از بدنت یا گلاب آن نفس است از دهنت یا عبیر

💡 غنچه گل شد گف شکفت و شد گلاب عطر آن رشک جهان مشک ناب

💡 پیش من آور نبید در قدح مشکبوی تازه چو آب گلاب، پاک چو ماء معین

ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز