لغت نامه دهخدا
( گلاب آلود ) گلاب آلود. [ گ ُ ] ( ن مف مرکب ) آلوده شده به گلاب:
مگر زآن گل گلاب آلود گردم
ببوی از گلستان خشنود گردم.نظامی.
( گلاب آلود ) گلاب آلود. [ گ ُ ] ( ن مف مرکب ) آلوده شده به گلاب:
مگر زآن گل گلاب آلود گردم
ببوی از گلستان خشنود گردم.نظامی.
( گلاب آلود ) گلاب آلوده: مگر زان گل گلاب آلود گردم ببوی از گلستان خشنود گردم. ( نظامی )
آلوده شدن بگلاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هزار خانه رساند به آب در یک دم رخی که از عرق شرم شد گلاب آلود