گل یک چشم

لغت نامه دهخدا

گل یک چشم. [ گ ُ ل ِ ی َ / ی ِ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) به اصطلاح لوطیان، نره. ( آنندراج ):
چند سرگردانی خاطر دهد
این گل یک چشم سرگردان من.شیخ شیراز ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

باصطلاح لوطیان نره.

جمله سازی با گل یک چشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 علی گل یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر نهبندان استان سیستان و بلوچستان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، منیزیت است.

💡 در بهار حسنش از صد گل یکی نشکفته است گرد گلزارش کنون بر می‌دمد ریحان هنوز

💡 حسنی نگو یه دسته گل یک کتاب شعر کودکانه و مشهورترین اثر منوچهر احترامی است. این کتاب بیش از پنجاه بار تجدید چاپ شده‌است.

💡 زد آتش در دلم یا رب چه گرمی مزاجست این که نبود در قبا چون برگ گل یک لحظه آرامش

💡 کشتهٔ تیغ تمنا را درین گلزار شوق همچو گل یک ‌خنده ‌زخم‌شهادت خونبهاست

💡 سولوگلی گل یک منطقهٔ مسکونی در ایران است که در دهستان زرج‌آباد واقع شده‌است. سولوگلی گل ۱۳۲ نفر جمعیت دارد.

زردوست یعنی چه؟
زردوست یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز