لغت نامه دهخدا
گل پیوندی. [ گ ُ ل ِ پ َ / پ ِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از گل که با آمیختن و پیوند با سایر گلها بواسطه پرورش و پیوند دو رگه های گوناگون ساخته و پرپر میشود. رجوع به گیاه شناسی گل گلاب ص 228 شود.
گل پیوندی. [ گ ُ ل ِ پ َ / پ ِ وَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی از گل که با آمیختن و پیوند با سایر گلها بواسطه پرورش و پیوند دو رگه های گوناگون ساخته و پرپر میشود. رجوع به گیاه شناسی گل گلاب ص 228 شود.
نوعی از گل که با آمیختن و پیوند با سایر گلها بواسطه پرورش و پیوند دو رگه های گوناگون ساخته و پرپر میشود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به غیراز جوانب فیزیکی و کالبدی، نوعی فضای ادراکی و نمادین هستند که با اجتماع و فرهنگ جامعه پیوندی ناگسستنی دارد و شکلی از فرهنگ درساختار آن نمایش داده میشود و این فضا به نوعی حامل میراث تاریخی جامعه است.
💡 چشماندازهای فیزیکی -که در فعالیتهای انسان نقش بسیاری دارد- اشارهای نکرد، که جغرافیای زیستمحیطی دارد به عنوان پیوندی میان این دو پدیدار
💡 به باور او موسیقی پیوندی است میان خلاقیت و تکنیک، ولی تکنیک باید ابزاری باشد در خدمت خلاقیت. «در روزگار ما قضیه بر عکس شدهاست و در نتیجه، جای موسیقی حال را موسیقی قال گرفتهاست.»
💡 ) تعریف کرده است. هر چه متوسط انرژی پیوند به ازای هر جفت الکترون پیوندی بیشتر باشد مولکول پایدار تر است و انرژی کمتری دارد.
💡 چو رشک ماه و گل گشتی چو در دلها طمع کشتی نباشد لایق از حسنت که برگردی ز پیوندی
💡 نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پیوندی که ما را بیش از این طاقت نماندهست آرزومندی