کنده وش

لغت نامه دهخدا

کنده وش. [ ک َ دَ / دِ وَ ] ( اِ مرکب ) راه سنگلاخ. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ). و رجوع به ماده قبل شود.

فرهنگ فارسی

را ه سنگلاخ

جمله سازی با کنده وش

💡 آری آنان دل ز رحمت کنده اند کاین ستم ها در جهان افکنده اند

💡 ور من نه ز دست چرخ پر کنده‌امی در پای تو کشته و به تو زنده‌امی

💡 نه تخت زرست اینکه او جای ماست کز آهن یکی کنده بر پای ماست

💡 شده از گردنش زنجیر دلگیر به پای او نکرده کنده تأثیر

💡 نرگس مستی، که شب مست نگاهش بودمی؛ صبحدم، پر کنده برطرف گلستان دیدمش!

💡 که روشن جهان بر تو فرخنده باد دل و جان بدخواه تو کنده باد

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
ایت یعنی چه؟
ایت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز