چاک دار

لغت نامه دهخدا

چاکدار. ( نف مرکب ) شکافته. دریده. پاره. عضوی یا جامه ای که شکافتگی و بریدگی داشته باشد. || ترکیده. کفیده.

فرهنگ فارسی

شکافته. دریده. پاره. عضوی یا جامه ایکه شکافتگی بریدگی داشته باشد. ترکیده. کفیده.

جمله سازی با چاک دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دار و یقه برگردان است و چاکی نسبتاً بلند در دو پهلو دارد.

💡 برگ گل دیدن ز جیب غنچه گر داری هوس دامن پیراهن از چاک قبای خویش بین

💡 تو داری یک قفس بلبل ادا چاک گریبانی

💡 چه می فهمی گریبان چاکی حسرت نصیبان را؟ که با معشوق داری جا، به یک پیراهن ای قمری

💡 از چاک سینه جست زبس آه شعله دار سر همچو شمع تا بگریبان گداخته

💡 تاسنی یا سنجاک (سنجاق) به شکل یک نیم دایره دندانه دار با برگ‌های نازک طلایی در حاشیه و نگین‌های فیروزه و یاقوت بر سطح آن است و در چاک جلوی پیراهن را در قسمت سینه می‌بندند.

روان یعنی چه؟
روان یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
روضه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز