بغض گرفتن

لغت نامه دهخدا

بغض گرفتن. [ ب ُ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) فشردگی در گلو پیدا آمدن مقدمه گریستن را. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

فشردگی در گلو پیدا آمدن مقدم. گریستن را.

جمله سازی با بغض گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 8ـ پيوسته به حواريون مى فرمود: اى گروه حواريون ! يه وسيله بغض معصيت كاران ونـافـرمـانـان (و دشـمـنـى آنـان ) بـه درگـاه خـداوند دوستى بجوييد (و خود را محبوب حقتـعـالى گـردانـيـد) و بـا دورى و فـاصـله گرفتن از ايشان به پيش گاه خداوند تقربجوييد و رضايت و خشنودى خدا را در خشم و غضب ايشان بجوييد.(1171)

💡 تكرار پرتاب سنگ در سرزمين منى به شيطان و تكرار لعنت در زيارت عاشورا، نشاندهنده ى آن است كه بايد با محبّت خوبان و بغض دشمنان خو بگيريم و خو گرفتن دراثر تكرار است.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز