لغت نامه دهخدا
رکاب کش. [ رِک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) رکاب کشنده. || به تاخت. شلاقی. تاخت بی توقف اسب به حرکت تند و چهارنعل.
رکاب کش. [ رِک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) رکاب کشنده. || به تاخت. شلاقی. تاخت بی توقف اسب به حرکت تند و چهارنعل.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرد کرشمه از کف نعلین خویش ریز این توتیا به چشم سفید رکاب کش