لغت نامه دهخدا
گل اندود کردن. [ گ ِ اَ ک َ دَ ]( مص مرکب ) مالیدن گل بر بام و غیره. تَمدیر. تَسییع. تطبیس. تَسفیط. ( منتهی الارب ). گل اندود کردن حوض.
گل اندود کردن. [ گ ِ اَ ک َ دَ ]( مص مرکب ) مالیدن گل بر بام و غیره. تَمدیر. تَسییع. تطبیس. تَسفیط. ( منتهی الارب ). گل اندود کردن حوض.
(گِ. اَ. کَ دَ ) (مص م. ) مالیدن گل بر بام و غیره.
( مصدر ) مالیدن گل بربام و غیره.
مالیدن گل بر بام و غیره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو گل گردیده گرد شبنم آلود به آن گل کرد عالم را گل اندود
💡 قلعه یا دژ «سیاه لان»، تماماً از سنگ است و پر از حفرهها و گودالهای عمیق (تقریباً ده متر) که از سنگ و آهک کوبیدهاست. در کف زمین دو اتاق و یک تونل باریک است که دشوار و به حالت سینه خیز میتوان از آنجا گذشت و پایین رفت. این قلعه اتاقی دارد از سنگهای پهن مربعی شکل که ارتفاع آن دومتر است و دیوارهایش از سنگ و ساروج است که سطح بیرونی آن را گل اندود کرده بودند تا از دور دیده نشود.
💡 یکی گفتا چو دل در رفتنت بود در این خانه می کردی گل اندود