لغت نامه دهخدا
گشاده خواندن. [ گ ُ دَ / دِ خوا/ خا دَ ] ( مص مرکب ) فصیح و خوانا خواندن. ترتیل.
گشاده خواندن. [ گ ُ دَ / دِ خوا/ خا دَ ] ( مص مرکب ) فصیح و خوانا خواندن. ترتیل.
فصیح خواندن ترتیل.
💡 سپس (عقيد)(غلام آن حضرت ) آمد و به جعفر گفت: اى آقاى من جنازه برادرت كفن شد،براى نماز بيا، جعفر و شيعيان اطراف او وارد خانه شدند، من نيز همراه آنها بودم، و دربرابر جنازه كفن شده امام حسن عسكرى (ع ) قرار گرفتيم، جعفر پيش آمد تا نمازبخواند، همين كه آماده تكبير شد، كودكى كه صورتى گندمگون، و موى سرش بهمپيچيده و بين دندانهايش گشاده بود به پيش آمد و رداى جعفر را گرفت و كشيد و گفت:(تاخر يا عم فانا احق بالصلوه على ابى ): (اى عمو! به برگرد، من سزاوارتر بهنماز خواندن بر جنازه پدرم هستم ).
💡 گشاده خواندن او بیت بر بیت رگ مفاوج را چون روغن زیت