گستاخ بهر

لغت نامه دهخدا

گستاخ بهر. [ گ ُ ب َ ] ( ص مرکب ) آنکه در حضرت سلاطین و بزرگان تواند گستاخ بود:
به خدمتگری پیش دانای دهر
پرستنده ای گشت گستاخ بهر.نظامی.

فرهنگ فارسی

آنکه در حضرت سلاطین و بزرگان گستاخ تواند بود: بخدمتگری پیش دانای دهر پرستنده ای گشت گستاخ بهر. ( نظامی )

جمله سازی با گستاخ بهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آتش طور بود چهره اش دیده عبث بهر دیدار چرائی بتماشا گستاخ

💡 کی توانم بهر عیدی با تو گستاخی نمود چون مرا پیش تو یارای مبارکباد نیست

💡 باغ رخسار بتان بهر تماشاست کمال تبری دست برآن سیب زنخدان گستاخ

💡 به خدمت‌گر‌ی پیش دانای دهر پرستنده‌ای گشت گستاخ بهر

💡 هزاران مرغ گوناگون گستاخ بسوی آشیان پرّان بهر شاخ

💡 گستاخ بهر جا نتوانم نظر افکند پنهان ز نظرها همه جا بلکه تو باشی

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز