گز خوانسار

لغت نامه دهخدا

گز خوانسار. [ گ َ زِ خوا / خا ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) گزانگبین. این گونه در اطراف اصفهان و در شوره زارهای مردآباد کرج هم یافت میشود و گزانگبین میدهد و آن را طرفا نیز میخوانند.( درختان جنگلی کریم ساعی ص 198 ). از دو گونه گون درنواحی چارمحال و فریدن و خوانسار گرفته میشود. رجوع به گز و جنگل شناسی کریم ساعی ص 33 شود. قسمی من.

جمله سازی با گز خوانسار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دعوت سید محمدعلی ابن الرضا خوانساری، برای تدریس به خوانسار مهاجرت کرد و ۱۳ سال به تدریس و تبلیغ مشغول بود.

💡 دهستان چشمه سار نام دهستانی در بخش مرکزی شهرستان خوانسار، استان اصفهان در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۸۳۲ نفر (۱۱۳۷ خانوار) بوده‌است.

💡 وی خواننده‌ای صاحب سبک بود که هم در اجرای قطعات آوازی و هم تصنیف‌ها و قطعات ضربی تبحر داشت. قمرالملوک وزیری، ادیب خوانساری و محمدرضا شجریان از سبک او پیروی کرده‌اند.

💡 میزان تولید عسل در سال ۱۳۹۱ در شهرستان خوانسار بالغ بر ۷۶ هزار تن عسل بوده‌است.

💡 از آثار مهم خوانساری در باب حدیث و رجال، رساله‌ای دربارهٔ اعتبار کتاب فقه الرضا منسوب به امام رضا است. سید هاشم در این رساله صحت انتساب را به امام رضا (ع) نپذیرفته است.

💡 لازم است ذکر شود قدیمی‌ترین محله خوانسار و هسته اولیه شهر خوانسار محله شهرک و جیدا (محل سکونت یهودیان خوانسار) در جنوب خوانسار است.