گره گردان

مترادف‌ها

گشاینده، مشکل‌گشا

لغت نامه دهخدا

گره گردان. [ گ ِ رِه ْ گ َ ] ( اِ مرکب ) نام نوعی از بازی است. ( برهان ) ( آنندراج ).

جمله سازی با گره گردان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شد از گرد ره شست گردان گره گران کرد یال یلان را زره

💡 بیاسود گردن ز بند زره ز جوشن گشادند گردان گره

💡 چو گیتی بپوشید سیمین زره گشاد از دل چرخ گردان گره

💡 در متون قدیمی، خداوند را به عنوان گره گردان مشکلات انسان‌ها ستایش می‌کنند که در سخت‌ترین لحظات، راه خروج را باز می‌کند.

💡 او را به عنوان یک میانجی توانمند می‌شناسند که مانند یک گره گردان، همیشه می‌تواند راهی برای رسیدن به صلح و آرامش بیابد.

💡 پیروان این مکتب معتقدند که با تکیه بر قدرت الهی، می‌توان از هر گره گردان و مشکل بزرگی در مسیر زندگی عبور کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران