کاسه گردان

لغت نامه دهخدا

کاسه گردان. [ س َ / س ِ گ َ ] ( نف مرکب ) شخصی را گویند که بر در خانه ها رود و گدائی کند. ( برهان ). || جام باز. آنکه بشقاب و کاسه و مانند آن را ببازی بر سر چوبی گرداند. ( ناظم الاطباء ):
هر که چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ بخون بشوید باز.حافظ.

فرهنگ معین

( ~. گَ ) (ص فا. ) گدای دوره - گرد.

فرهنگ عمید

١. کسی که برای گرفتن پول کاسه ای را می گرداند.
٢. [مجاز] گدا.
۳. کسی که کاسه یا بشقابی را بر سر چوب می چرخاند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که بر در خانه ها و دکانها رود و با کاس. گدایی بتکدی پردازد: [ در طریق کعب. جان چرخ زرین کاسه را از پی دریوز. جان کاسه گردان دیدهاند ]. ( خاقانی ) ۲ - کسی که کاسه یا بشقابی را بالای چوبی قرار دهد و تند بچرخاند: [ همچو لوطی کاسه گردانا ] ( عبید زاکانی موش و گربه ).

ویکی واژه

گدای دوره - گرد.

جمله سازی با کاسه گردان

💡 غوطه زن در بحر و فارغ شو ز گیر و دار موج چون حباب شوخ چشم این کاسه گردانی بس است

💡 بر سر خوان‌های روحانی که پاکان شسته اند مر تو را همکاسه گرداند بدان پاکان صیام

💡 خورشید تیغ آخته، یک مفرد از درش گردون کاسه گردان، در کوی او گداست

💡 کاسه گردان بزم تقدیرت صبح زرین کلاه سیم اندام

💡 بمان فیروز و فرخنده که تا از تخت پاینده کند گردون گردنده بکویت کاسه گردانی

ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز