گره به کار زدن

لغت نامه دهخدا

گره به کار زدن. [ گ ِ رِه ْ ب ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از برنیاوردن حاجت. ( آنندراج ). مشکل کردن کار کسی:
کوتاه گشت از همه جا رشته امید
از بسکه روزگار گره زد به کار من.طالب کلیم ( از آنندراج ).

جمله سازی با گره به کار زدن

💡 گره به جبهه آیینه وار خویش مزن مکن به طوطی خوش حرف تنگ، میدان را

💡 گره به رشتهٔ نفس خوش آن‌که نبندد ببند دل به نوای جهان چنان که نبندد

💡 مشکین کمند زلف تو بر پای جان من چندین گره به طره عنبرفشان زده

💡 از کس گره به جبهه سعیدا نمی زنیم این نقشه را ز صفحهٔ دل کرده ایم حک

💡 چیست شکر دهان او نی غم آن دهان او این نی پر گره به هم در شکنم شکر برم

💡 نمی شود دل پر خون گشاده از وسعت که شد گره به جگر آه لاله در صحرا

اتی یعنی چه؟
اتی یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز