گرسنه چشمان کنع

لغت نامه دهخدا

گرسنه چشمان کنعان. [ گ ُ رِ / رُ ن َ / ن ِ / گ ُ س َ / س ِ ن َ / ن ِ چ َ / چ َ ن ِ ک َ ] ( اِخ ) کنایه از برادران یوسف علیه السلام است. ( برهان ) ( آنندراج ):
بر سر چاه شوق از تشنگان صف صف چنانک
پیش یوسف گرسنه چشمان کنعان دیده اند.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 97 ).

جمله سازی با گرسنه چشمان کنع

💡 می خورندش به نظر گرسنه چشمان چو ماه ساغر هرکه درین میکده سرشار شود

💡 حسرت شکند در رگ ما گرسنه چشمان بر سفرهٔ غم خون جگر ما حضر کیست؟

💡 از گرسنه چشمان به حذر باش که ساغر هر قطره که خم داد، ز مینا بستاند

💡 ای چرخ فکر گرسنه چشمان خاک کن این یک دو قرص چشم که را سیر می کند

💡 اشک این گرسنه چشمان مزه دارد هرچند دهر بر خوان تهی ساخته مهمان ما را

💡 می خورندت به نظر گرسنه چشمان جهان چون شب قدر نهان در رمضان کن خود را