فرهنگ عمید
آن که حالش دگرگون شده باشد.
آن که حالش دگرگون شده باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سر به سر اوراق اهل قال را گردیدهام هیچ جا حرفی به ذوق گفتگوی حال نیست
💡 حال من دور از لب جان بخش او داند که چیست چون سکندر هر که گردیده است داغ از تشنگی
💡 قصرشیرین در جنگ جهانی اول مرز سربازان دولتی آلمان و عثمانی از یک طرف و روسیه و انگلستان از طرف دیگر بود. ویرانهٔ قصور وسیعی که بنام شیرین محبوبه خسروپرویز ساسانی موسوم و در جوار شهر نو کنونی واقع گردیدهاست از عهد باستان تا حال مشرف بر شاهراه بزرگی است که اراضی مرتفع ایران را به دشت میانرودان متصل میکند.
💡 در حال حاضر این کتابخانه دارای بیش از صد هزار کتاب چاپی و بیش از هفت هزار کتب خطی میباشد. از تمامی کتابهای خطی عکسبرداری شده و به صورت CD آماده گردیده و اعضای کتابخانه با مراجعه به آنها میتوانند به منابع دسترسی پیدا کنند.
💡 صوفئی را گفت مردی از رجال کای جهان گردیده چون داری تو حال