گرد کار برامدن

مترادف‌ها

دردسر درست کردن، مشکل ایجاد کردن

متضادها

آرام کردن، حل کردن

فرهنگ معین

( گرد کار برآمدن ) (گِ دِ. بَ مَ دَ ) (مص ل. ) مقدمات انجام کاری را فراهم کردن.

جمله سازی با گرد کار برامدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر به عفو گراید ضمیر شاه جهان ز گرد کار به تقدیم آن شود ماجور

💡 چون مرا غمناک بیند شاد گردد یار من زان سبب شادی نمی‌گردد به گرد کار من

💡 ای جهان زین بیش گرد کار عشق او مگرد کز دو لعل آبدارش آتشی در ما گرفت

💡 ییر زن گفت بدوکای سره‌مرد گرد کار من و فرزند مگرد

💡 اگر در این شرایط حساس و بحرانی، مدیریت درستی بر اوضاع اعمال نشود، احتمال گرد کار برآمدن و ایجاد آشوب‌های اجتماعی بسیار زیاد است.

💡 تلاش‌های بیهوده او برای تغییر قوانین بدون هماهنگی با سایر اعضا، در نهایت باعث گرد کار برآمدن مشکلات جدید و پیچیده برای کل گروه شد.

💡 با انتشار آن گزارش افشاگرانه، دوباره گرد کار برآمدن و بحث‌های داغ درباره فساد مالی در لایه‌های مختلف سازمان در میان مردم بالا گرفت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران