لغت نامه دهخدا
گربه پای. [ گ ُ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) آنکه پای چون گربه دارد شکاف شکاف. آنکه پای پهن دارد:
پیسی و ناسورکون و گربه پای
خایه غر داری تو چون اشتردرای.رودکی.
گربه پای. [ گ ُ ب َ / ب ِ ] ( ص مرکب ) آنکه پای چون گربه دارد شکاف شکاف. آنکه پای پهن دارد:
پیسی و ناسورکون و گربه پای
خایه غر داری تو چون اشتردرای.رودکی.
( گربه پا ی ) آنکه پایش چون گربه شکافدار است آنکه پایی پهن دارد: پیسی و ناسور کون و گربه پای خایه غر داری تو چون اشتر درای. ( رودکی )
💡 پیکرهمانِکی نِکُو سرامیکی است. تندیس گربه شبیه گربه دممنگولهای ژاپنی است. دستگاه درون پیکره، دست گربه را بالا پایین میکند. در خاور دور اینگونه دست تکان دادن نشانهٔ فراخواندن، بهسوی خود خواندن و خوشآمدگویی است. چون پنجهٔ گربه رو به پایین است، بیگانگان با خاور دور آن را نشان درود یا بدرود گفتن میپندارند.
💡 گربه وار کمین کرد و وی را بگرفت و رشته دراز بر پای وی بست و بگذاشت تا به سوراخ خود درون رفت و به اندازه رشته غور آن بدانست، دنبال آن گرفت و آن سوراخ را بکند تا به خانه وی رسید.
💡 دست و پا و بدن او را لمس می کنند. صورت و چشمها و گوشهای او کنجکاوی آنها را برمی انگیزد. آنها می خواهند بدانند گربه چه می خورد؟ کجا می خوابد؟ چگونه از درخت بالا و پایین می رود؟ چرا می تواند از فاصله های زیاد به بالا بپرد؟ چرا همیشه با پا به زمین می افتد؟ چرا شکل چشمش در روز و شب تغییر می کند؟ سبیلهایش برای چیست؟ از چه خوشش می آید؟ و دهها سوال دیگر.
💡 مانکنهای مرد و زن بر روی سکوی نمایش راه میروند تا جامهها یا لوازم زینتیای را که بر تن دارند برای تماشاگران دو سوی سکو نمایش دهند. شیوه راه رفتن مانکنها بر روی این سکو گربهرو نام دارد. مانکنها یکبهیک تا پایان سکو رفته و پس از چرخشی به آغاز آن بازمیگردند.