گرامی قدر

مترادف‌ها

بزرگوار، ارجمند، محترم، عزیز، والامقام

متضادها

حقیر، پست، ناچیز

لغت نامه دهخدا

گرامی قدر. [ گ ِ ق َ ] ( ص مرکب ) ارجمند. بزرگوار. معزز. محترم.

فرهنگ عمید

بزرگ قدر، بلندپایه، ارجمند.

فرهنگ فارسی

بزرگ عالی قدر بلند پایه ارجمند.

جمله سازی با گرامی قدر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بی غم نهاد مرد گرامی نمی شود زنهار قدر خاطر اندوهگین شناس

💡 عذاب جان گرامی مده به کمترچیز که این قدر را بی اینهمه خطریابی

💡 کسم ندانست آن روزگار قیمت و قدر که این گرامی گوهر نهفته در کان بود

💡 بسنج ای پسر قدر دانش که دانش گرامی بود نزد یزدان دانش

💡 آن شه والای گرامی گهر واقف اسرار قضا و قدر

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران