گران پایه

متضادها

بی‌اصالت، پست، بی‌بنیه

لغت نامه دهخدا

گران پایه. [ گ ِ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) گران قدر. بلندمرتبه. عالی مقام:
نشسته به در بر گران پایگان
به پرده درون جای پرمایگان.فردوسی.از ایشان هر آن کس که پرمایه بود
به گنج و به مردی گران پایه بود.فردوسی.

فرهنگ معین

( ~. یِ ) (ص مر. ) گران قدر، بلند - مرتبه.

فرهنگ عمید

بلندمرتبه، عالی رتبه، عالی مقام: ازایشان هر آن کس که پرمایه بود / به گنج و به مردی گران پایه بود (فردوسی: ۷/۱۳۳ ).

فرهنگ فارسی

عالب قدر بلند پایه بلند مرتبه: از ایشان هران کس که پرمایه بود بنگج و بمردی گران پایه بود....

ویکی واژه

گران قدر، بلند - مرتبه.

جمله سازی با گران پایه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 این دستگاه ساخت با قطعات بسیار باکیفیت و گران پایه است که باعث می‌شود طول عمر و کارایی بسیار بالایی داشته باشد.

💡 معماران برای ساخت این بنای تاریخی از مواد ساختمانی گران پایه و اصیل استفاده کردند تا شکوه و عظمت آن باقی بماند.

💡 پروژه‌های عمرانی که با متریال‌های گران پایه و استانداردهای جهانی اجرا می‌شوند، هزینه‌های اولیه بیشتری دارند اما در بلندمدت مقرون‌به‌صرفه هستند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران