گدائی سلطان
لغت نامه دهخدا
گدائی سلطان. [ گ َ س ُ ] ( اِخ ) کولانی. من جمله اکراد و الواری که در عهد شاه عباس به رتبه ایالت و خانی و سلطانی رسیده در عالم آرای عباسی ( چ تهران ص 762 ) هم ثبت شده گدائی سلطان کولانی، حاکم زنجان بوده است. ( از تاریخ کرد تألیف رشیدیاسمی صص 207 - 208 ).
جمله سازی با گدائی سلطان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر گدائی کنی تو از سلطان پادشاهی کنی چو شاه جهان
💡 این سخت نیایدت که میباید بود سلطان بچهای را به گدائی قانع
💡 زین سپس ما و گدایان سر کوی غمت که گدائی درت ملکت سلطان ارزد
💡 خود گدائی را کجا باشد مجال اندر آن حضرت که آن سلطان بود
💡 زین گدائی بر ایاز آشفته شد این سخن در پیش سلطان گفته شد
💡 گدائی درت ما را بسی بهتر بود یا را ز سلطانی عالم و زبهشت جاودانی هم