گدا گرسنه

لغت نامه دهخدا

گدا گرسنه. [ گ َ / گ ِ گ ُ رُ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) درتداول عوام، کسی که چشم دلش سیر نباشد. گداگُشنه.

فرهنگ فارسی

کسی که چشم دلش سیر نشود.

جمله سازی با گدا گرسنه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کند همیشه به دل چشم روسیاه نزاع گدای گرسنه دارد به پادشاه نزاع

💡 در گوشه و کنار خیابان‌های شلوغ شهر، گاهی اوقات با صحنه یک گدا گرسنه روبرو می‌شویم که برای بقای خود نیاز به کمک کمی از مردم دارد.

💡 مهربانی و بخشش به یک گدا گرسنه که در سرمای شدید زمستان تنها مانده است، می‌تواند تاثیر بسیار بزرگی بر روح و روان انسان‌های نیکوکار داشته باشد.

💡 بسیاری از سازمان‌های خیریه تلاش می‌کنند تا با توزیع وعده‌های غذایی، مشکل گدا گرسنه و افراد بی‌خانمان را در مناطق محروم به طور موقت حل کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران