کلمهی «گاو گور» در فارسی به معنای مبارز شجاع و زورمند است. این واژه در متون قدیمی و ادبیات کلاسیک آمده و برای توصیف فردی قوی و توانمند در جنگ یا رقابت به کار میرود. مثال شعری که در فرهنگ اسدی آمده است: «بیاید به میدان یکی گاوگور، که افزون بد او را ز صد گاو زور» این بیت نشان میدهد که گاوگور کسی است که قدرت و زور او حتی از صد گاو نیز بیشتر است و به همین دلیل در میدان نبرد یا رقابتها به عنوان مبارزی شجاع و نیرومند شناخته میشود. «گاوگور» بار معنایی مثبت دارد و نشاندهنده شجاعت، قدرت جسمانی و توان مبارزه است. این واژه بیشتر در متون شعری و حماسی قدیمی به کار رفته و در زبان امروزین کمتر استفاده میشود. هممعنیهای آن شامل مبارز، پهلوان، جنگجو و زورمند است.
گاو گور
لغت نامه دهخدا
گاوگور. ( ص مرکب ) مبارز بود. شاعر گوید:
بیاید بمیدان یکی گاوگور
که افزون بد او را ز صد گاو زور.
؟ ( فرهنگ اسدی چ اقبال ص 164 و حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ).
فرهنگ فارسی
مبارز بود
جمله سازی با گاو گور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه جنسی از گور و گاو و پلنگ به جنسیت آرند شادی به چنگ