گام بیرون نهاد
مترادفها
بیرون آمد
لغت نامه دهخدا
گام بیرون نهادن. [ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) تجاوز کردن. از حد خویش بیرون رفتن. پا از گلیم خویش درازتر نهادن:
از امر تو و نهی تو گردون و زمانه
یکسو نکشد گردن و بیرون ننهد گام.مسعودسعد.
جمله سازی با گام بیرون نهاد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گام بیرون نه که دست روزگار ندهدت پیشی به یک گام ای غلام
💡 گام بیرون نهی ز دام غرور بهره ور گردی از دوام حضور
💡 شد به حکمت بلند آوازه گام بیرون نزد ز اندازه