کینه پرور

مترادف‌ها

کینه‌توز، کینه‌خواه

متضادها

بخشنده، مهربان

لغت نامه دهخدا

کینه پرور. [ ن َ / ن ِ پ َرْ وَ ] ( نف مرکب ) آنکه کینه دیگری در دل گیرد تا در فرصتی مناسب ابراز کند و انتقام گیرد:
آن کینه پروری که ز بغض تو دم زند
وآن خون گرفته ای که به کینت کشد رقم.محمد عرفی ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آنکه کین. دیگری در دل گیرد تا در فرصتی مناسب ابراز کند و انتقام گیرد.

جمله سازی با کینه پرور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بخایندش از کینه دندان به زهر که دون پرور است این فرومایه دهر

💡 او با روحیه کینه پرور خود، همیشه به دنبال یافتن نقاط ضعف دیگران بود تا بتواند در مناسبت‌های مختلف از آن‌ها علیه خودشان استفاده کند.

💡 شخصیت‌های کینه پرور معمولاً در داستان‌ها نقش منفی را ایفا می‌کنند و با ایجاد تفرقه میان شخصیت‌های اصلی، باعث پیشبرد ماجراهای پیچیده و تلخ می‌شوند.

💡 مدیریت یک فرد کینه پرور در محیط‌های سازمانی بسیار دشوار است، زیرا او همواره با نیت‌های پنهانی و رفتارهای خصمانه با همکاران خود برخورد می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران