کوه بنیاد

لغت نامه دهخدا

کوه بنیاد. [ ب ُ ] ( ص مرکب ) عظیم الجثه و بزرگ و استوار چون کوه: روزی صیادان پیلی وحشی گرفتند... بادحرکت، آتش سرعت،... ابرنهاد، کوه بنیاد. ( سندبادنامه ص 56 ).

فرهنگ فارسی

عظیم الجثه و بزرگ استوار چون کوه. کوه بنیاد

جمله سازی با کوه بنیاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به این عجزی‌ که در بنیاد طاقت دیده‌ام بیدل مگر کوهی شوم تا ناله پردازم من محزون

💡 چنان قوی شد بنیاد ملک تو گویی ز بیخ ملک تو رسته است کوه را بنیاد

💡 کی به سیل‌گفتگو بنیاد ماگیرد خلل کوه تمکین خانه‌ای ازگوش‌کر داریم ما

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران