لغت نامه دهخدا
کوزه کوزه کردن. [ زَ زَ / زِ زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )قاچ کردن. پهلو کردن خربزه و غیره را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). تشرید. ( زمخشری، یادداشت ایضاً ).
کوزه کوزه کردن. [ زَ زَ / زِ زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب )قاچ کردن. پهلو کردن خربزه و غیره را. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). تشرید. ( زمخشری، یادداشت ایضاً ).
قاچ کردن. پهلو کردن خربزه و غیره را
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای کوزهگر صورت، مفروش مرا کوزه کوزه چه کند آنکس، کـاو جوی روان دارد؟