لغت نامه دهخدا
کوزپشت. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) خمیده پشت وپشت دوتا. ( آنندراج ). کسی که پشت آن خمیده و دوتا باشد. احدب. ( ناظم الاطباء ). اقوس. احدب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کوز، کوژ و کوژپشت شود.
کوزپشت. [ پ ُ ] ( ص مرکب ) خمیده پشت وپشت دوتا. ( آنندراج ). کسی که پشت آن خمیده و دوتا باشد. احدب. ( ناظم الاطباء ). اقوس. احدب. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). و رجوع به کوز، کوژ و کوژپشت شود.
( صفت ) خمیده پشت پشت دوتا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در جوانی بود سجده پیش شاهد عادتم یادگاری مانده زان در پیریم این پشت کوز
💡 خاک نعل رخش او بوسد هلال پشت کوز او بر این معنیست دال
💡 چنین گفت کای پشت سخت تو کوز کسی از شما زنده ماندست نوز
💡 بگریز از کشاکش این زال کوز پشت زیرا که این کمان نه به بازوی رستم است
💡 حسود کوز شکم دائما سخن کفتی بداد پشت که دارم بدست تیغ سمور