لغت نامه دهخدا
کوره خط. [ رَ / رِ خ َطط / خ َ ] ( اِ مرکب ) خطی بد و ناخوانا یا خطی که بسختی قابل خواندن است به علت ناپختگی خط و کم سوادی نویسنده. خط کسانی که کوره سوادی دارند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
کوره خط. [ رَ / رِ خ َطط / خ َ ] ( اِ مرکب ) خطی بد و ناخوانا یا خطی که بسختی قابل خواندن است به علت ناپختگی خط و کم سوادی نویسنده. خط کسانی که کوره سوادی دارند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
خطی بد و ناخوانا یا خطی که بسختی قابل خواندن است بعلت ناپختگی خط و کم سوادی نویسنده. خط کسانی که کوره سوادی دارند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اهلی صبور باش درین کوره گداز مس پاره وجود ترا کیمیا کنند
💡 دین پرستی کوره آتش به پیش گرم چون آتش به کسب و کار خویش
💡 از این هوای گزاینده گزنده فتاد هوای باب زن کوره در دماغ طیور
💡 یک نقطه حباب کوزه و کوره بود آن نقطه چو سوخت کوزه و کوره یکیست
💡 بادا دل خصمان تو چون کوره پر آذر بادا رخ یاران تو چون باغ بآزار
💡 خاقانی اسیر یار زرگر نسب است دل کوره و تن شوشهٔ زرین سلب است