کورش کوچک
لغت نامه دهخدا
کورش کوچک. [ رُ ش ِ چ َ / چ ِ ] ( اِخ ) کورش صغیر. پسرداریوش دوم و پروشات و برادر اردشیر دوم پادشاه هخامنشی است. کورش کوچک فرمانروایی لیدیه را داشت اما بر برادر خویش بشورید و قصد جان او را کرد و اردشیر فرمان به قتل او داد، لیکن به شفاعت مادرشان پروشات بخشوده شد و به لیدیه بازگشت و پس از چندی با سپاهیان خود و لشکری که از ولایات یونانی اجیر کرده بود آهنگ جنگ برادر کرد، ولی سرانجام شکست خورد و کشته شد. کتاب معروف کزنفون یعنی «آنابازیس » درباره همین لشکرکشی و عقب نشینی سپاهیان مزدور یونانی کورش کوچک است. ( از ایران باستان ج 2 ).
جمله سازی با کورش کوچک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پلوتارک برادران بزرگتر او را به ترتیب اردشیر و کورش معرفی میکند و برادر کوچکترش را هُخشَتره معرفی میکند.
💡 معروفترین نوشتهٔ او آناباسیس است که شرح لشکرکشی کوروش کوچک و برگشت ده هزار سرباز یونانی تحت راهنمایی گزنفون به میهنشان است. کورشنامه (سیروپدیا یا تربیت کوروش) که در هشت کتاب پرداخته شده و گزنفون در آن آرای خاص خود را دربارهٔ تربیت جوانان در ضمن این داستان تاریخی بازگو کردهاست. ضیافت، خاطرات سقراطی و آپولوژی نیز از نوشتههای معروف او میباشند. مجموعهٔ نوشتههای او به شرح ذیل میباشند:
💡 در زمان حملهٔ سال سوم: کورش، پادشاه آنزان، بندهٔ کوچک ایشتوویگو، علیه او خروج کرد و با لشکر قلیلالعدهٔ خویش لشکریان فراوان ماندا را تار و مار ساخت، و ایشتوویگو پادشاه لشکر ماندا را دستگیر کرد و به رسم اسیر به کشور خویش برد.
💡 در دورهٔ تاریخی نخست این شهر در زیر فرمان هیتیها بود. سپس امپراتوری آشوریان بر آن دست یازیدند تا اینکه سرانجام بخشی از شاهنشاهی هخامنشی گردید. این شهر از ۴۰۰ پیش از میلاد مرکز یک ساتراپی بودهاست. گزنفون گزارش میدهد که در هنگام لشکرکشی کورش کوچک به سوی بابل پادشاه این شهر ایرانیای به نام سوئنیسیس بوده است.