واژه «کهنه کردن» در زبان فارسی به معنای فرسوده ساختن، قدیمی کردن یا از تازگی و نو بودن انداختن چیزی است و معمولاً زمانی به کار میرود که یک شیء یا حتی یک موضوع بر اثر استفاده زیاد، گذشت زمان یا تکرار، ارزش یا تازگی اولیه خود را از دست بدهد. هنگامی که گفته میشود فردی لباسی را کهنه کرده است، منظور این است که آن لباس را آنقدر استفاده کرده که دیگر مانند گذشته نو و سالم نیست و آثار فرسودگی در آن دیده میشود. این واژه تنها به اشیای مادی محدود نمیشود، بلکه در مورد مسائل معنوی و اجتماعی نیز کاربرد دارد؛ برای مثال میتوان گفت تکرار بیش از حد یک سخن یا یک روش، آن را کهنه کرده و جذابیت و اثرگذاری پیشینش را کاهش داده است. «کهنه کردن» گاهی به معنای از مد افتادن یا از دست دادن ارزش و کارایی نیز به کار میرود و نشان میدهد که چیزی دیگر متناسب با شرایط جدید نیست. در ادبیات فارسی، این واژه علاوه بر معنای ظاهری، مفهومی استعاری نیز دارد و میتواند به فرسوده شدن احساسات، اندیشهها یا عادتهای قدیمی اشاره کند. از نظر معنایی، واژههایی مانند «فرسوده کردن»، «قدیمی کردن»، «مستهلک ساختن» و «از رونق انداختن» با آن نزدیکی دارند. در مقابل، واژههایی مانند «نو کردن»، «تازه کردن» و «بازسازی کردن» نقطه مقابل آن به شمار میآیند. این واژه در گفتار روزمره و نوشتههای رسمی هر دو کاربرد فراوانی دارد و به خوبی مفهوم از بین رفتن تازگی یا کارایی را منتقل میکند. بنابراین، «کهنه کردن» به معنای از نو بودن انداختن، فرسوده ساختن یا کاهش تازگی و ارزش چیزی بر اثر زمان، استفاده یا تکرار است و میتواند هم در معنای واقعی و هم در معنای مجازی به کار رود.
کهنه کردن
لغت نامه دهخدا
کهنه کردن. [ک ُ ن َ / ن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ارثاث. تعتیق. اِخلاق.اِبلاء. ( از یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). فرسوده ساختن: انتضاء؛ کهنه کردن جامه. ( تاج المصادر بیهقی ).
فرهنگ فارسی
ارثاث. تعتیق. اخلاق. ابلائ. فرسوده ساختن.